عدل‌بین
بازگشت به صفحه اصلی

وقتی قرارداد شراکتمان در آستانه فسخ بود...

تیم حقوقی عدل‌بین
قرارداد تجاریشراکتحل اختلافحقوق شرکت‌ها
وقتی قرارداد شراکتمان در آستانه فسخ بود...

همه چیز از یک سوءتفاهم ساده در تفسیر بند «سهم از سود خالص فرعی» شروع شد. من و شریکم سه سال شبانه‌روز برای پا گرفتن این شرکت تلاش کرده بودیم، اما درست در آستانه اولین قرارداد بزرگ فروش، اختلاف‌نظرها بالا گرفت. لحن ایمیل‌ها تندتر شد و جلسات هیئت‌مدیره به بن‌بست رسید. وکیل شریکم اصرار داشت که قرارداد به دلیل نقض عهد باید فسخ شود.

فسخ قرارداد در آن موقعیت یعنی نابودی کامل برند و از دست رفتن تمام سرمایه‌گذاری ما. در آن شب‌های پر از استرس، شروع به بازخوانی تک‌تک کلمات قرارداد اولیه کردیم. متوجه شدیم که ساختار جملات چقدر مبهم تنظیم شده بود. اینجا بود که متوجه اهمیت **مکانیسم‌های داوری و میانجی‌گری** پیش از اقدام برای فسخ شدیم.

بند نقدی که شرکت را نجات داد

خوشبختانه، در انتهای قرارداد اصلی، بندی گنجانده شده بود که صراحتاً قید می‌کرد قبل از هرگونه اقدام قضایی یا فسخ یک‌جانبه، طرفین موظفند موضوع را در یک شورای داوری مرضی‌الطرفین مطرح کنند و مهلتی ۳۰ روزه برای راست‌آزمایی و جبران ضرر و زیان در نظر گرفته شود. همین بند کوچک، ترمز دستی حرکت احساسی ما به سمت دادگاه را کشید.

با تکیه بر این ساختار اصولی، توانستیم متمم جدیدی برای قرارداد تنظیم کنیم، تعاریف مالی را شفاف‌سازی کنیم و از یک سقوط حتمی جلوگیری کنیم. این تجربه به من آموخت که یک قرارداد خوب، برای روزهای خوشی نوشته نمی‌شود؛ بلکه بیمه‌نامه‌ای است برای روزهای بحران.